تبليغاتX
پسر خاله ها
پسر خاله ها
باد آنروز كه در شطرنج دلت شاه دل بودم و با كيش رخت مات شدم
یک روز قبل از قیامت
مامانا هم که توو خونه یا دارن پایه تل فک میزنن ، یا برنامه های جذاب تی وی رو میبینن ، یا اینکه دارن تصمیم میگیرن ناهار چی بزارن و چون تا تصمیم بگیرن ظهر شده به همون غذا های دیشب پریشب قناعت میکنن! فعلا توو شهر دیگه خبر خاصی نیست تا اینکه ظهر برسه و مدرسه ها تعطیل شه ، طفلک بچه پسرا با هزارتا امید و آرزو از در مدرسه میان بیرون تا تا خونه چند تا مخ بزنن و دست خالی برنگردن خونه ، دخترا هم هزار جور نذر میکنن تا توو راه خونه یکی به پستشون بخوره و بختشون باز شه ! ، بعضیام که دیگه دل تو دلشون نیست و گوله میکنن طرف خونه تا حتی واسه نیم ساعت هم که شده خونه تنها باشن و ... !... دیگه طرفای عصر و غروب شده و همه با اعصابای خط خطی از شرکت و محل کارشون میریزن توو خیابونا و منتظرن تا فقط یه نفر بهشون بگه بالای چشت ابروی و چشه یارو رو در بیارن بزارن کف دستش ! ، دیگه از اینجا به بعد درست حسابی نمیشه گفت که ملت چی کار میکنن ، چون خودشون هم از کاراشون سر در نمیارن ! ، یکی سر میز شام شمع روشن میکنه و لاو میاد ، یکی روو تخت ... ، یکی غر غر میکنه ، یکی گیر داده بره خرید کنه ، یکی داره واسه کنکور ..، بقیه هم ول مطلن و خیابونارو متر میکنن !... شب موقع خواب میرسه و همه بعد از جیش بوس لالا میرن توو رخت خواب البته به همراه چسیفوناشون ! ، اینجاست که تازه همه مخارو به کار میندازن تا شدید ترین و آکبند ترین احساسات بشر دوستانه رو واسه همدیگه تا بوق سگ سند کنن ! البته وقتی صبح پاشنو ببینن آب سرده و نمیتونن حموم برن کیف همه ی اون احساسات از دماغشون در میاد! ، به هر حال همه با کلی امید و آرزو برای گذراندن یک روز تکراریه دیگه از زندگیشون لالا میکنن ، اما... اما حیف که هیچ کدومشون نمیدونن که فردا صبح دیگه روزی جدید در کار نخواهد بود !...

و وقتی قیامت شه ! ... :

سوپورای عزیز شهرداری چون از همه سحر خیر ترن از همه زود تر متوجه یه تغییراتی توی آسمون میشن ، اما جدی نمی گیرن و میزارن به حساب اینکه اینجا ایرانه ! ، مردم با صدای غارغار کلاغا که از ترس پاپیون کردن کم کم همه از خواب پا میشنو بهت زده به اطرافشون نیگا میکنن و از هم سوال میپرسن که چی شده ، همین جاست که اولین شایعه را میوفته ، آمریکا حمله کرده به ایران! بعد از درج شدن این خبر سریعا نیروهای جان بر کف مردمی آماده میشن و به سمت جبهه های نبرد یورش میبرن! ، اما بعد از بررسی های دقیق معلوم میشه که همه چی شایعه بوده و ملت بر میگردن خونه هاشون! ، به محض تکذیب شدن شایعه ی اول  اعلام میشه نیروگاه اتمی که وجود خارجی نداره منفجر شده و تشعشات اون همه ی کره ی زمین رو تحت تاثیر خودش قرار داده ! ولی با این حال همچنان صدای شعار انرژِی هسته ای حق مسلم ماست از خیابونا به گوش میرسه ! ، اما طولی نمی کشه که این شایعه هم پس از گذاشتن تمام تاثیراتش تکذیب میشه ! ، اما بزرگترین شایعه بالاخره به راه انداخته میشه و اونم اینه که قرمز شدن و دگرگون شدن آسمون بر می گرده به تورم کشور ! و چون هیچ راهی برای تکذیب کردن این شایعه وجود نداره بنابراین تکذیب نمیشه و همه به این باور میرسن! ، خلاصه هرچی که میگذره وضع بدتر میشه و اوضاع عجیب غریب تر میشه ، همه از این که برنامه هاشون به هم خورده شاکیو ناراحت میشن ، یکی میگه امروز واسه آنتالیا پرواز داشتم ! ، یکی میگه حیف شد مامانمینا نبودن میخواستم مهشیدو بیارم خونه ! ، یکی میگه قرار بود امروز برم خاستگاری خیر سرم ! ، یکی میگه این همه روو مخ قدسی کار کرده بودم که امروز قرار بزاریم با هم ! ، با این حال همه به صورت درگوشی غرغر میکنن و کسی اعتراضی نمیکنه ! ، بالاخره بعد از چند ساعت سر در گمی با حکم مراجع مربوطه اعلام میشه که قیامت شده و تمام شایعات اللخصوص تورم بی اساس خوانده میشه  ! ، در همین حال که از آسمون شهاب میریزه پایین و خورشید روشن خاموش میشه یه سری آدم انواع تبلیغات رو برای کلاه برداری راه میندازن ، بنابراین به سرعت نور اس ام اس ها و ایمیل ها و بورشور های تبلیغاتی منتشر میشن ، مثل ، تور های مسافرتی برای طبقات مختلف بهشت با بهترین امکانات و خوشگل ترین حوری ها ، قطار وحشت و ترن هوایی در جهنم ، ورود زیر هجده سال ممنوع ! ، چراغ قوه های لیزری برای عبور از پل صراط ! ، آب سرد کن های سیار و کم حجم برای جهنمی های عزیز ! ، لباس های ضد حریق ساخته شده از نانو تکنولوژی مقاوم تا هزار درجه ی سانتی گراد ! و ... .  بعد چند ساعت به خاطر زلزله های شدید همه ی اماکن تخریب میشن و مردم متاسفانه فرصتی برای هجوم به فروشگاه های شهروند و غارت اون ها پیدا نمی کنن ! ، و دیگه کم کم همه به این نتیجه میرسن که باید بیخیال همه چی شن و عین بچه ی آدم خودشون با پای خودشون برن توو جهنم ! ، البته سوء تفاهم نشه ، یه پنج شیش نفری هم قراره برن بهشت اگه راشون بدن !... بقیه ی اتفاقات و حوادث اعلام نمیشه تا دوستان عزیز خودشون سوپرایز شن به موقع !...

به همین راحتی کسانی که دیروز در فکر چگونه گذراندن فردای خودشون بودن امروز در آتش به سر میبرن ! ، چقدر عجیب و باور نکردنیه روزی که فردایی نخواهد داشت!!!...

در سوره مؤمنون آیات 99 و 100 می فرماید: «حتی اذا جاء  تا آنگاه که یکی از آنها را مرگ فرا می رسد می گوید: پروردگارا! مرا باز گردان، باشد کار شایسته ای در زمینه هایی که نکرده ام انجام دهم. ابدا، این صرفا سخنی است که او گوینده آن است و از جلوی آنها از حین مرگ تا روزی که مبعوث شوند برزخ و فاصله ای است».

الساعه : لحظه ای كه تمام كرات آسمانی و در زمین با یك نفخه صور از هم می باشند و با یك نفخه دیگر تمام موجودات قیام می كنند و در صحرا محشر گرد می آیند (وقت قیام مردم از قبرها) (سوره اعراف / آیه 187)
الازفه : «نزدیك»، روزی كه هر لحظه احتمال نزدیك بودنش هست و نمی تون با ضرس قاطع زمانی تعیین كرد. (سوره نجم، آیه 57)
الحاقه: روزی كه در آن، احقاق حق می شود. (وعده تحقق قیامت محقق می شود). (سوره حاقه، آیات 1 و 2)
حین: لحظه ای كه به ناگهان فرامی رسد و همه چیز را دگرگون می سازد. (سوره ص، آیه 88)
الصاخه: لحظه ای كه چنان پرخروش و فریاد است كه گوش ها را كر می سازد و همه از یكدیگر فرار می كنند. (سوره عبس، آیه 33 و34)
الغاشیه: لحظه ای كه عذاب و سختی آن همه موجودات را فرا می گیرد (گویی ابری است كه همه چیز را می پوشاند). (سوره غاشیه، آیه1)
الرادفه: روزی كه از پی دنیا فرا می رسد و همه چیز را دگرگون نماید (سوره نازعات، آیه 8)
یوم الدین: روزی كه به همه انسان ها پاداش و كیفر اعمالشان داده خواهد شد. (سوره حمد، آیه3)
یوم لابیع فیه و لا خله: روزی كه نه دادوستد و نه دوستی ها هیچكدام كارساز نخواهد بود. (سوره بقره، آیه 255)
یوم التلاق: روزی كه همه انسان های اولین و آخرین با هم تلاقی می كنند یا روزی كه انسان با خدای خود ملاقات می كند. (سوره مومن، آیه 15)
یوم التناد: روزی كه انسان از سختی آن روز به فریاد آید. (سوره مومن، آیه 32)

 

یا حق...

|+| نوشته شده توسط پسر خاله ها ( حاح ) در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 9:33 |